آن یکی کمی آنطرف تر
از بند بالای سینه بندش شروع به رستن میکند
میرویَد از دل لباسهای در هم پیچیده اش به بیرون و
خود را برای سپردن به دست ما ،ما که همه دکوراتوریم !
پس از چاپ، او به دوردستها خواهد رفت و حکایت آنها را برای خودشان که ما دکوراتورهاست تعریف خواهد کرد.
شاتر دوربین که در حال کالیبره شدن ، در و دیوار را بی معنا میکند ،
از پرسپکتیوی سوژه برداری خواهد کرد که هم اکنون در دست آنهاست ،
آنها که دکوراتور اند،
ما که دیکتاتوریم، به سوال بنیادین این عکسها جوابی نخواهیم داد... همه چیز به چالش کشیدنی نیست ! وقت نداریم ...
اگر برای نوک سینه ها از طیف ملایمتری نسبت به لبها استفاده شود... این عکس سیاه و سفید به دور دستها خواهد رفت.
تو در عکسهای من لخت میشوی ،
لباسهای گلدارت از تن در میکنی و خود را به دست پرسپکتیوها میسپری !
پرسپکتیوها که دکوراتورند ،
پرسپکتیو ها که دیکتاتورند
دیکتاتوران مرده ،
همچون شاعران نابغه در مشت خوانندگان سرسپرده
عکسهایت مرا دیوانه میکند انگار ،
لخت تر شو لخت تر ،
تا ببینم بعد از آن پوست گندمی نیمه خیست ،
در پشت این عکس چه پنهان داری آیا؟
از بند بالای سینه بندش شروع به رستن میکند
میرویَد از دل لباسهای در هم پیچیده اش به بیرون و
خود را برای سپردن به دست ما ،ما که همه دکوراتوریم !
پس از چاپ، او به دوردستها خواهد رفت و حکایت آنها را برای خودشان که ما دکوراتورهاست تعریف خواهد کرد.
شاتر دوربین که در حال کالیبره شدن ، در و دیوار را بی معنا میکند ،
از پرسپکتیوی سوژه برداری خواهد کرد که هم اکنون در دست آنهاست ،
آنها که دکوراتور اند،
ما که دیکتاتوریم، به سوال بنیادین این عکسها جوابی نخواهیم داد... همه چیز به چالش کشیدنی نیست ! وقت نداریم ...
اگر برای نوک سینه ها از طیف ملایمتری نسبت به لبها استفاده شود... این عکس سیاه و سفید به دور دستها خواهد رفت.
تو در عکسهای من لخت میشوی ،
لباسهای گلدارت از تن در میکنی و خود را به دست پرسپکتیوها میسپری !
پرسپکتیوها که دکوراتورند ،
پرسپکتیو ها که دیکتاتورند
دیکتاتوران مرده ،
همچون شاعران نابغه در مشت خوانندگان سرسپرده
عکسهایت مرا دیوانه میکند انگار ،
لخت تر شو لخت تر ،
تا ببینم بعد از آن پوست گندمی نیمه خیست ،
در پشت این عکس چه پنهان داری آیا؟
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر