جمله ها را میتوانی طناب کنی، به قلاب چلچراغ سقفی بیاویزی و ساعتها به آن خیره خیره بخندی.
جمله ها را ! طنابی به گردن تمام آنها که اسمشان مردم است. میتوان این رشته را به چاه انداخت،
به تصور آنکه چیزی بدان گیر کند. یا که به شاخه ببندیش، کودکیهایت را بغل کنی بروی رویش تاب بازی!
جمله ها معنای آزادی را خوب میشناسند، معنای وارستگی را ...
لخت و عور بر هر سطر مینشینند، بر در و دیوار ها مالیده میشوند، ته ذهن های فراموشکار نا امید و چشم انتظار!
و در فضای محافل، کافه ها، مغازه ها، سودا و تزویرخانه ها ناخوانده زاده میشوند !
سپس با آریتمی کاتوره ای شان میروند و میروند تا رهایی....
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر