تناسب توان فعلی و میزان درک بشر با بی فرجامی و فرمولهای " آزار " موجود در جهان هستی شبیه قرار گرفتن یک روبوت بدون قابلیت واکنش ،ولی دارای سنسورهای با تحریک پذیری بالا ، در میدان تحریک شدید مکانیکی ، مغناطیسی و حرارتی است.... فقط من دلیل به وجود آمدن این روبوت و قرار گرفتنش در این میدان رو نمیفهمم ، آیا چیزی جز استهلاک میتونه باشه؟ این تنها ایده ایه که باعث میشه گاهی دست از دفاع از نظریه تکامل بردارم (چون اگه تکاملی در کار بود ، این تناسب وجود داشت ) و به دستهای پشت پرده ی هستی فکر کنم ، دستهایی که انگار آدمی رو به وجود اورده و بعد بهش گفته : "بیلاخ ، حالا تو درد بکش، من اورگاسم می شم "لعنت به اونی که این موجود نحیف استخوانی رو یتیم و بیکس تو اعماق این تونالیته ی کبود و سیاه با این صخره های بلند و ترسناک و نفوذ ناپذیر رها کرده و فقط داره از درد کشیدنش لذت سادیستیک میبره ، لعنت به تو .... اگه روزی جون سالم از این کبودی به در ببرم ، میدونی که میشم پادشاه جهان و دستور میدم از کل کائنات اخراجت کنن ، دستور میدم بهت یه گاز نافابل سیب بخورونن و پرتت کنن اونجا که عرب نی انداخت!
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر